علم تنها راه تحقق تخيلات ! (نقد گروه نيک انديشان)

از زمانی که با گروه نیک اندیشان آشنا شدم خیلی دوست داشتم تو یک فرصت مغتنم بشینم و درمورد نقاط ضعف و قوتش بنویسم، این فرصت امروز پیش اومد. چون ایمان روشنگر یکی دیگه از وبلاگرهایی که با این گروه همکاری می کرده اعلام کرد که ازشون جدا شده و دلایل خودش رو هم ذکر کرد... القصه...

بذارید از اول موضع ام رو در مورد گروه بازی و کار گروهی روشن کنم: به نظر من اولین و آخرین راه رشد، تکامل، پیشرفت، توسعه، تمدن، و.... هرچیز مشابهی از این قبیل که کشورهای جهان سوم تشنه ی اونن از مجرای فعالیت گروهی می گذره. خیلی واضحه، چون بدون کمک و همیاری و همفکری هیچ سنگ بزرگی به هدف نمی خوره. پس اساساْ با گروه مشکلی نداریم!

و اما اینکه اصلاْ گروه چیه؟ چطوری تشکیل می شه؟

هسته ی اصلی تشکیل هر گروهی در هر زمینه ای هدف گروهه. هدف، انگیزه ی اولیه ایه که موسسان گروه رو به تکاپو می ندازه تا دورهم جمع بشن و تیمی رو برای حصول به خواسته شون تشکیل بدن. روشن بودن و شفاف بودن این هدف و انگیزه، تو گروههایی که خواستار فعالیت های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی هستند؛ ضامن تدوام بقای اون گروه خواهد بود. تا اونجایی که من متوجه شدم بزرگترین نقطه ضعف گروه نیک اندیشان هدف اونه. به خاطر دارم که از سینا خواستم هدفشون رو از تشکیل گروه توضیح بده شاید یک ربع طول کشید تا بتونه منظورش رو به من بفهمونه که موفق نشد. قرار شد اساسنامه ای تشکیل بشه و هدف در اون به صورت کتبی نوشته بشه با یک تعریف جامع و مانع. - این اتفاق تا زمانی که من در جلسات شرکت می کردم نیفتاد. - همین تعریف از هدف رو بردیا جور دیگه ای ارائه داد. و پویا هم همینطور. نه اینکه اونها حرفهای متناقضی بزنن . نه . اما تعاریشون به نظر من  آرمان گرایانه، غیرعملی و شعاری رسید. اونها قصد خوبی داشتند. نواقص و خلاهای فرهنگی رو درک کرده بودند اما همه ی اینها برای تشکیل یک گروه کافی نبود. نیک اندیشان چیزی می خواهندکه در عینیت شدنی نیست و این نشان دهنده ی ضعف و دانش کم موسسان گروه نسبت به علوم انسانی و اجتماعیه. اونها در واقع دوست دارند انقلاب فرهنگی رو در گروه کوچک خودشون تمرین و تجربه کنند و بعد با گسترش اون به گستره ی اجتماع زمینه ی ارتقاع رو بوجود بیاورند. اما من به جرات می گم که نداشتن علم کافی در مورد نهادها و فرآیندهای اجتماعی این تصورخام رو در ذهن اونها که اتفاقا همگی دررشته های فنی تحصیل کردن ؛ بوجود آورده که تشکیل یک گروه با هدف خلق یک فرهنگ نو و نیک، کاری امکان پذیره.

خوب همه ی این حرفها رو همون موقع هم بهشون گفتم. موسسان این گروه قصد دارن نیک باشند. نیک بیاندیشند و نیک رفتار کنند. - ولی منکر هیچ تابعیتی از دین یا مشخصاْ دین زرتشت هستند.- بزرگترین مشکل اینه که چه کسی و چه معیاری خوب و بد رو تعیین می کنه؟

یک مساله ی مهم دیگه اصل احترام به همه ی ارا و اندیشه هاست. به قول خود سینا گروه نیک اندیشان باید پاتوق بسیجی ها گرفته تا لائیک ها باشه. محلی برای تبادل آراشون و یاد گرفتن از همدیگه! کسانی که تجربه ی فعالیتهای اجتماعی دارند قطعاْ همچین فکری به نظرشون ابتدایی و خنده دار می رسه. همین طور هم هست . چون اگر بروبچه های موسس می دونستند که موجودیتشون از طرف مذهبی های متعصب اصلاْ به رسمیت شناخته نمی شه و این اعتقادات اونهاست که این عدم رسمیت رو به شکل شفاف و قاطع برای اونها ترسیم کرده هرگز همچین حرف خامی رو به زبون نمی آوردند. گذشته از این تفاسیر خود اعضا موسس بارها رفتار توهین آمیزی رو نسبت به شخصیتی که می خواست یک کمی ظواهر مذهبی رو رعایت کنه نشون دادند. در حالیکه سینا و دوستانش باید بدونند اگه بخوان به نتیجه برسند اول باید با مذهب و بچه مذهبی ها ارتباط دوستانه و غیر متعصبانه برقرار کنند - این رو بپذیریم که مذهب و هنجارهای مذهبی در فرهنگ این مملکت اولین بازیگره، اگر در خانواده ها هم وجود نداشته باشه. در مدارس و جامعه بوضوح وجود داره و این درست نقطه ضعف بزرگ و همیشگی روشنفکران ایرانی بوده. - چون بسیاری از اعضا جدیدشون رو به خاطر این گونه برخوردها از دست خواهند داد. با این روش شاید بتونن با بچه هایی که درفضای مذهبی تربیت شدند ارتباط برقرار کنند اما با بسیجی هاش عمراْ 04.gif

بعد از بحث هدف، سازماندهیه؛ دقت کنید بعد از روشن شدن هدف سازماندهی مهمه . اما نیک اندیشان هم مثل اغلب گروهها ونهادهای اجتماعی ما بدون رفع کردن نواقص شرط اول به سرعت در حال اجرای شرط دومه. فکر می کنید نتیجه چی بشه؟

اگر یک گروهی مشکل هدف نداشت و سازماندهی خوبی هم داشت حتماْ‌ دنبال یک رهبریت قوی، باسواد و کارامد پشتش بگردید که ممکنه فردی باشه یا شورایی. رهبریت بعد از تشکیل مهمترین رکن بقا و ارتقای گروهه، چون اعضا تازه وارد تجلی آرمانها و اهداف گروه رو در کیفیت گفتار و رفتار اونها جستجو می کنند. حالا فرض کنید رهبریت گروه نیک اندیشان تا چه اندازه به دلیل اهداف آرمانی، پراکنده و دور از دسترس زیر ذره بین انتقاد اعضا قرار می گیرند و بی برو برگرد متهم می شن. خب معلومه از دل جامعه ی بیمار و فرهنگ تب دار ما هر کسی هم که علمدار اصلاح و تربیت باشه خودش مبرا از نواقص همون فرهنگ و اجتماع نیست. پس پسنیده تر اونه که از بالای نردبون خیالی مون بیایم پائین و هم سطح دیگران با کمک دیگران هم خودمون رو بسازیم و هم جامعه رو. متاسفانه یکی از بیماریهای مهلک جامعه - سکس و نگاه جنسیتی، چه از طرف افراد مذهبی چه مدعیان آزاد اندیشی - توی این گروه رسوخ کرده و، چرا عجب که از کوزه برون همان تراود که در اوست.

لطفاْ بدون سونظر بخوانید. پیغامگیر پروردگارانه متاسفانه نشون می داد که چقدر اعضا گروه رفتاروگفتارشون با اونچه که ادعا می کنند فاصله داره. از هرگونه نظری استقبال می کنم... شفق

/ 13 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سينا

نقدی برای این نقد شما نمی نويسم چون گروه نيک انديشان عملی و حضوری است و حضوری همديگر را و گروه را نقد می کنيم. فقط جمله ای از آندره ژيد بسيار زيباست: هرچه بالاتر پرواز کنی از نظر آنان که پرواز نمی دانند کوچکتر و کوچکتر به نظر خواهی رسيد. شاد باشی

شفق

سلام . اول اينکه حضور در اينترنت هم حضور واقعی هست بخصوص اينکه ما همديگر رو از نزديک می شناسيم و فکر می کنم فضای مناسبتر و مصونتريه برای حرف زدن و نقد کردن. الزام حضور فيزيکی هيچ بهانه ی قانع کننده ای نيست! ديگه اينکه جمله ی ژيد ناقض صفت «عملي» گروهه!! و سوم اينکه تو اين دوره زمونه همه ادعا دارند که دارند بالاتر پرواز می کنند و بقيه رو متهم به کوچک بينی می کنند!!!

پويا

سلام مهم نيست که کی بالا پرواز می کنه مهم اينه که خودت بالا پرواز کنی

پويا

وقتی خودت می نويسی که از سينا و برديا و پويا ٫ تعريف هايی از هدف با یک مضمون شنيدی ٫ اين به اين معنا هست که هدف مدون وجود داره کمی بايد بيشتر دقت کرد چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد شاد شاد باشی

رها- اتاق آبی

شفق جان سلام. تو هم خیلی کم کاری دخترجان در وبلاگ نوشتن. خوبی خانم؟ نمی دونم چی بگم. ظاهراً بحث های گروهی این جا جریان داره. بعداً بهت سر می زنم.

ممکنه دوستانی اصلا گروه نیک اندیشان رو نشناسند برای آشنايی اين دوستان چند لينک از سايت گروه نيک انديشان اينجا ذکر می کنم http://www.nikandishan.org http://www.nikandishan.org/weblog/default.asp?PagePosition=202 http://nikandishan.org/forum/topic.asp?TOPIC_ID=121

الهام

حتما این جمله معروف رو شنیدید : به تاریکی لعنت نفرستید ، شمعی روشن کنید. شما از دید خود گروه نیک اندیشان رو نقد کردید ، اگر به درستی باورهای خود ایمان دارید چرا برای پیاده ساختن آن در گروه اقدامی نکردید ؟ تنها پاسخ شما ترک گروه بود که این واکنشی کاملا منفعلانه است. شاد باشی

شفق

دوست خوبم الهام؛ سلام. در جواب سوالت بايد بگم که من تلاش خودم رو کردم؛ اتفاقا دوستان هم استقبال کردند... بحث سازماندهی و تدوين اساسنامه با اصرار و پيشنهاد هايی از طرف من دنبال شد.من تلاش زیادی کردم تا خلا و نقص اساسی گروه رو جابندازم و در اينباره بارها بحث کردم اما متاسفانه توجه لازم بهش نشد. من فکر می کنم نيک انديشان يک مجمع دوستانه است برای گذران وقت به شکل مفید - البته از نظر برخی اعضا اون - و برقراری روابط اجتماعی و دوستی هايی با الگوهای تازه . نه يک گروه اجتماعی با اهداف تعریف شده ی قابل دستیابی. تقریبا تمام کسانی که از گروه خارج شدند یکی از بزرگترین دلایلشون رو فرد محوری گروه و بستوه اومدن از رفتارقدرت طلبانه ی رهبر گروه ذکر کردن. گروههایی دچار این نقصان می شن که به جای هدف، آرمان و خود گروه؛ موسسان و رهبران اون عامل ايجاد و ضامن بقای اون هستند با اين حساب با کمترين تزلزل در اين عامل کل موجوديت گروه به خطر می افته. ريزش نيروهای فعال و اهل مطالعه و کنکاش يک نشان قوی از نقص اونه...

شفق

راستی هر وقت در وجودم شمعی پيدا کردم که ارزش جمع کردن آدمهای ديگه و گرفتن وقت و انگيزه های باارزششون رو داشته باشه، شک نکنيد روشنش خواهم کرد... اميدوارم حرفهای من به جای برانگيختن کينه و بسته شدن در دوستی؛ جورديگه ديدن رو بهتون ياد بده. موفق باشيد. شفق

مريم شکيبا

سلام ... سلام عزيزم . قالب نو مبارک ... من بعد از يکسال وارد دنيای اينترنت شدم ... خيلی هيجان زده ام ... دوستت دارم ... به سقراط هم سلام برسون ... برم رو آف بخونم چی نوشتی ...